بایگانی ماهیانه: دی ۱۳۹۲

گان کالچر یا تیغ دادن در کف زنگی مست؟

در بلاد “کفر” دوستی داریم که علاقه وافری به تیراندازی داره و حدود هفت-هشت تا تفنگ و کلت و ریولور و … در خونه‌اش نگه می‌داره. اسمش کِن هست. برای شام کریسمس دعوتمون کرده بود خونه‌ش. قبل شام ما رو برد به زیرزمین تا ریولور جدیدش رو نشونمون بده. در حین اینکه تفنگ‌هاش رو نشون می‌داد، من ازش در مورد اینکه چطور مجوز داشتن اسلحه داده می‌شه پرسیدم. اینا تو کانادا به‌ش می‌گن گان کالچر یا همون فرهنگ اسلحه و خیلی هم به‌ش می‌نازن. قضیه از این قراره که برای داشتن اسلحه در کانادا در وهله‌ی اول شما باید از ثبات رفتاری کافی برخوردار باشی. عصبانیت، هیجان‌زدگی، جنون، افسردگی، نگرانی و … نباید در سابقه فرد وجود داشته باشه و یا اگر باشه باید شواهد کافی سلامتش رو به سازمان صادرکننده‌ی مجوز ارائه بده. مجوز اسلحه صرفاً برای ورزش (و در مناطقی دفاع از خود در برابر حیوانات وحشی)  صادر می‌شه و لاغیر. دارنده‌ی اسلحه باید همه سلاح‌هاش رو به‌صورت خالی، قفل ماشه بزنه، در غلاف قفل‌دار بگذاره و در گاوصندوقی که صرفاً خودش – و نه حتی همسرش – رمزش رو داره نگهداری کنه. گاوصندوق هم باید به کف زمین متصل باشه و نشه جابه‌جاش کرد. سازمان صادرکننده مجوز حق داره سرزده آدم بفرسته در خونه‌ی دارنده‌ی اسلحه و بازرسی کنه، ببینه که اسلحه(ها) با توجه به قوانین نگهداری می‌شن یانه. دوستم می‌گفت یه روز که خونه نبوده اومدن در خونه و از خانمش خواستن در گاوصندوق رو براشون باز کنه و اگر همسرش این کار رو می‌کرده ممکن بوده که مجوز کِن رو لغو کنن. برای حمل اسلحه هم قوانین سفت و سختی وجود داره. فرد باید به پلیس اطلاع بده که کِی، با چه ماشینی، چه شماره‌ی پلاکی، از چه مسیری و با چه کس یا کسانی، قصد داره کجا بره و ایضاً برای برگشت. اگر پلیس مغایرتی ببینه در حمل و نگهداری اسلحه با توجه به درجه مغایرت امکان لغو مجوز و حتی مصادره‌ی اسلحه وجود داره.

حالا این همه قوانین و مقررات رو بگذاریم کنار صدور مجوز تملک و حمل اسلحه برای یه همچین کسی که ثانیه به ثانیه این ویدئو فریاد می‌زنه که این موجود رو ببرید بیمارستان روانی و سریعتر بستریش کنین. من نمی‌دونم براساس چه معیاری به کسی که بچه‌ی خودش رو اینطوری لت‌وپار می‌کنه، مجوز حمل اسلحه داده‌می‌شه؟ چند نفر با خصوصیات این‌چنینی در ایران اسلحه دارن؟ آیا به‌شون یاد داده‌شده که دست کم در پمپ بنزین تیراندازی نکنن (حیدری‌فرد، “قاضی” پرونده‌ی کهریزک)؟

پی‌نوشت: الان در این مجال نمی‌گنجه، ولی خیلی دوست دارم پستی در مورد این ویدئو بنویسم. آدم یاد کاهن‌های شیطان‌پرستی می‌افته که یه قوم عجوج مجوج رو مسخّر کردن و اون‌ها هم عقل از کف داده دارن هر خزعبلی که کاهن می‌گه رو انجام می‌دن.

توسط .

خاک را هایی و هویی کی بُدی؟

یکی از سهمگین‌ترین تأسفات من در زمینه ندیدن اجراهای زنده، از دست دادن تماشای اپرای عروسکی مولوی بوده. یادم نیست به چه دلیلی دیدن زنده‌ی این اثر بی‌بدیل رو از دست دادم و هروقت در موردش فکر می‌کنم ته حال‌گیریه برای من. قسمت «دیدار شمس و مولانا» خیلی جذابه. دست‌کم برای من. شاید برای اینه که آدم روح سرگشته و سردرگمش رو در مولانا می‌بینه که بی‌وقفه در جستجوی راه برای نوردیدنه. به‌دنبال نجات و وصال. و تشنه‌ی پیدا کردن کسی که راه حفره‌کردن زندان و وارهیدن رو به‌ش نشون بده.

شمس:

هر زمان نو می‌شود دنیا و ما، بی‌خبر از نو شدن اندر بقا. پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتی است، مصطفی فرمود دنیا ساعتی‌ست. آزمودم مرگ من در زندگی‌ست، چون رهی زین زندگی پایندگی‌ست.

مولانا:

کیستی تو؟

شمس:

کیستی تو؟

مولانا:

قطره‌ای از باده‌های آسمان.

شمس:

این جهان زندان و ما زندانیان، حفره کن زندان و خود را وارهان.

مولانا:

کیستی تو؟

شمس:

آدمی مخفی‌ست در زیر زبان، این زبان پرده‌است بر درگاه جان.

مولانا:

کیستی تو؟

شمس:

تیر پران بین و ناپیدا کمان، جان‌ها پیدا و پنهان جان جان.

مولانا:

کیستی تو؟

شمس:

رهنمایم همرهت باشم رفیق، من قلاووزم در این راه دقیق.

مولانا:

کیستی تو؟ همدلی کن ای رفیق…

شمس:

در عشق سلیمانی من همدم مرغانم، هم عشق پری دارم هم مرد پری خوانم. هر کس که پری‌خوتر در شیشه کنم زو تر، برخوانم و افسونش حراقه بجنبانم. هم ناطق و خاموشم، هم لوح خموشانم ، هم خونم و هم شیرم، هم طفلم و هم پیرم.

مولانا:

کیستم من؟ کیستم من؟ چیستم من؟

شمس:

تا نگردی پاکدل چون جبرییل، گرچه گَنجی درنگُنجی در جهان. رخت بربند و برس در کاروان، آدمی چون کشتی است و بادبان، تا کِی آرد باد را آن بادران.

مولانا:

هیچ نندیشم به جز دلخواه تو. شکر ایزد را که دیدم روی تو ، یافم ناگه رهی من سوی تو. چشم گریانم ز گریه کند بود، یافت نور از نرگس جادوی تو. بس بگفتم کو وصال و کو نجات، برد این کوکو مرا در کوی تو. جستجویی در دلم انداختی تا ز جستجو روم در جوی تو. خاک را هایی و هویی کی بدی، گر نبودی جذب های و هوی تو …

توسط .