بایگانی ماهیانه: مهر ۱۳۹۵

“اپوزیسیون” کم‌شعور

دوستانی که بنده رو می‌شناسن، می‌دونن که خیلی دل در گروی دین ندارم و صحبت‌هام از سر دینداری نیستن. عاشورا برای من روز عزا نیست. روز شهادت نیست. روز دین نیست. عاشورا یه مفهومه. یه مفهوم دینی نیست حتی. یه مفهوم سیاسی و اجتماعیه. مفهوم اعتراض. مفهوم شجاعت. و مفهوم آزادگی.

داستان کوتاهه. حسین نوه‌ی محمده. برادرش خلافت رو با معاویه مصالحه کرده. معاویه می‌زنه زیر قولش و خلافت رو موروثی می‌کنه. یزید خیلی آدم درستی نیست. حسین ساکت نمی‌شینه و اعتراض می‌کنه. تهدید به قتل می‌شه. ولی از حرفش برنمی‌گرده. می‌ره مکه. دوباره تهدید به قتل می‌شه و از اونجا هم می‌اد بیرون وسط حج. کوفه‌ایها وسط راه تنها می‌گذارنش. یه ماده تبصره پیدا می‌کنن و فتوای قتلش رو می‌دن. می‌گه اگه از حرفم خوشتون نمی‌آد، من رو ول کنین برم یه جایی برای خودم زندگی کنم. ولی برای زندگی و زنده موندن قرار نیست که تن به ذلت بدم. و درنهایت می‌کشنش.

من حالم از دیندارانی که یه مفهوم متعالی اجتماعی رو به یه اتقاق دینی تحریف و تقلیل دادن – برای منافع دو روز دنیاشون –به‌هم می‌خوره. ولی بیشتر از اون حالم از هموطنان نژادگرای بی‌شعور به‌هم می‌خوره که از یه‌همچین مفهوم بزرگی، صرفاً عرب بودن حسین رو می‌فهمن. از صحنه‌ی سخیف و خفیف و حقیر و مایه‌ی خجالتی حالم به هم می‌خوره که روز عاشورا توی تورنتو اتفاق افتاده. حالم از این تجددی که این سرخ‌پوش‌های تورنتو به‌زور شیاف‌کردن توی ماتحت‌شون به‌هم می‌خوره. که نمی‌فهمن یه جامعه قانون داره و وقتی قانون به عده‌ای حق اجتماع و اظهار عقیده‌ داده، باید به‌ش احترام بذارن. هجمه‌ی بلاهت و حماقت “اپوزیسیون” کم‌شعور، کل کشیدن، ترجمه‌های داغون و ریخت و قیافه‌های عجق‌وجق روان من رو خراش داد.

توسط .