بایگانی ماهیانه: شهریور ۱۳۹۶

‌‌سفرنامه‌ی ایران) بخش اول: فرودگاه، هتل، مترو، و اسنپ

Azadiفرودگاه امام رو آخر بار هشت سال پیش زیارت کرده‌بودم. وقتی راهی بلاد غربت شدیم. رفتار متصدیان بهتر و محترم‌تر شده‌بود. از فرودگاه تبریز و گمرکاتش که حتماً و مسلماً بهتر بود. فرودگاه امام به‌سمت تهران رو می‌شه اسم‌ش رو گذاشت «یک بی‌آبرویی کامل.» اول یه شش‌هفت دقیقه‌ای بوی مرغ‌داری و فضولاتش می‌آد. بعد سه چهار دقیقه بوی زباله‌های تهران که همون نزدیکی تلنبار می‌شن و در نهایت یه پنج‌شش دقیقه بوی فضولات و کود حیوانی و پهن و باقی قضایا. تجربه‌ی خوبی شد. پس فردا یکی رو خواستیم بیاریم ایران و تهران رو نشونش بدیم، شاید بهتر باشه به‌جای تهران، شیراز و اصفهان، و یا حتی مشهد پیاده بشیم و با هواپیما بیاییم فرودگاه مهرآباد.

برای سه شب اول که تهران بودیم (و دوشب آخر سفر) هتل حجاب رو رزرو کردیم. قیمت‌گذاری در هتل‌های ایران خیلی عجیبه. فصل پررفت‌وآمد یا کم‌رفت‌وآمد، قیمت‌ها یکی هست و البته ناباورانه خیلی گرون. با اینکه اقامت خوبی بود و پرسنل خیلی خوش‌اخلاقی بودن، ولی رویه‌های خاص عجیبی هم داشت. برای مثال اثبات اینکه فردی که باهاش اتاق گرفتی رابطه‌ی مشروعی باهات داره و مدارک شناساییت باید دست پذیرش بمونه. یا اینکه وقتی از هتل می‌ری بیرون کلید اتاق رو باید تحویل بدی.

روز اول با مترو رفتیم دیدوبازدید. متروی تهران رو بسیار پسندیدم. خیلی از متروی تورنتو بهتره که عملاً دو سه تا خط هست که یکی به شکل U شمال یه‌کم اینور رو جنوب و بعد به شمال یه‌کم اونور وصل میکنه و یه خط شرق رو به غرب و یکی چهارتا ایستگاه توی خیابون شپرد. متروی تهران خیلی تمیز، خوش طرح، با پوشش خیلی خوب، و البته و جادار و راحت بود. البته شاید چون ساعت ۱۰ صبح سوار شدیم و نه مثلاً دوساعت قبلش. دست‌فروش‌هاش هم باعث سرگرمی هستند و هم مایه‌ی ناراحتی. از این همه جوون که شغل‌شون دست‌فروشی هست آدم نگران می‌شه. اینا پدر هستن، برادر هستن، شوهر هستن، فرزند هستن. چطور توی این شهر با این قیمت‌ها با این مشاغل امرار معاش می‌شه کرد. یکی فانوس می‌فروشه، یکی فیجیت اسپینر، یکی هم عینک شنای بی‌بخار (ضدبخار یا بخارنکن یا هرچی). عینک شنافروش رو کرد به من که اینا ده هزارتومن هستن من فقط برای ثوابش می‌دم پنج هزارتومن. گفتم جناب من شنا بلد نیستم، ولی سعی کن برای سودش بفروشی نه برای ثوابش. بیا این ده هزار تومن یکی بده به من.

اسنپ هم گرفتیم. چندتا مشکل اساسی داره اسنپ، دستکم برای من. ۱) آدرس رو باید روی نقشه بلد باشی وگرنه با جستجو ممکنه پیداش نکنی. ۲) اینترفیسش خیلی کاربرپسندانه نیست. ۳) با طراحی شهری تارعنکبوتی تهران، ممکنه تا راننده پیدا کنه که تو کجا هستی، یه نیم‌ساعتی طول بکشه. ۴) وقتی اینترنت کند می‌شه و راننده احتیاج به تجدید مسیر داره، بدبخت راننده باید همینطور دور خودش بپیچه.

توسط .