شماره‌ی جدید و مشکلاتش

مدتی پیش بنده و زن‌جان تصمیم گرفتیم شماره‌ی موبایل‌مون رو عوض کنیم. دلیلش کمی مفصله و در این مقال نمی‌گنجه. شماره‌ها رو عوض کردیم. زن‌جان خوشحال و خندان شماره‌ی جدیدش رو وارد کرد و تا امروز بدون مشکل و مزاحمت داره استفاده می‌کنه. برای من ولی کمی مساله متفاوت بود. الظاهر این شماره‌ی جدید من، شماره‌ی قدیم کسی بوده که کم لطفی کرده در حق دوستان و آشنایان و اقوام و حتی  همسرش و احیاناً دوست‌دختر(ها)ش و به‌شون نگفته بوده که شماره‌ش رو ملغی کرده. این مساله یه‌طرف، مشکل جدی‌تر این بود که این جناب صاحاب شماره‌ی سابق، هم‌وطنه و اسم شریفش هم علی هست ظاهراً.

هفته‌ی اول، خانمی زنگ زد و به‌فارسی سلام کرد. شانس آوردم تا من بگم علیک سلام، از اون‌ور خانمه گفت: «عزیزم من رسیدم! کی میای؟» من: «ساری؟!»

– «علی جون؟»

– «آی تینک یو هَو اِ رانگ نامبر.»

– «اوه، ساری!»

– «نو پرابلم»

با خودم گفتم خب احتمالاً این زنش بوده یا خواهرش بوده و حالا دیگه آپدیت می‌کنه. ولی نشد. هر هفته ما چندتا (اغلب اوقات خانم‌هایی که رسیدن‌شون رو به اطلاع علی‌جون می‌رسوندن و دعوتش می‌کردن) داشتم. حالا باز چقدر خوب کاری کردم که فارسی جواب ندادم. وگرنه اینا مگه باورشون می‌شد که من «علی جون» نیستم و شماره‌ی علی جون به‌خاطر اقبال‌ بلندم نصیبم شده. سرتون رو درد نیارم، هی صبوری، هی شکیبایی، هی دندون رو جگر، تا هفت هشت روز پیش یه اس‌ام‌اس اومد که: «علی جان ۱۵۰۰۰ تا ریختم به حسابت. این لینکشه و این پسوردش.»

اول خواستم، تقاص این مدت رو در بیام و برم ۱۵۰۰۰ دلار علی رو توقیف و مصادره کنم، بعد به دل سیاه شیطون لعنتی فرستادم و تصمیم گرفتم که صبح کله سحر برم و شماره‌م رو دوباره عوض کنم. مخصوصاً یه همزادپنداری خاصی هم با فیلم فروشنده پیدا کردم. بالاخره اتفاقه دیگه. فعلاً توی این یه هفته‌ای کسی سراغ زن و شوهر و رفیق و شریک و مشتری و شاکی و متشاکی و غیره و ذالک رو نگرفته و گوش شیطون کر، مثل اینکه این شماره‌م قرار نیست مزاحمی داشته‌باشه. الان منتظرم دوره‌ی آزمایشی (ده روز) شماره جدیدتر سپری بشه تا به‌سمع و نظر رفقا برسونم‌ش.

غرض از نوشتن این پست اول ذکر مصیبت بود و دوم طلب مغفرت از دوستانی که قراره به‌زودی به‌شون بگم که توی دفتر تلفن‌ها‌شون شماره‌ی من رو دوباره عوض کنن و سوم اینکه خودم به اندازه‌ی مجموع اوقاتی که جمیع دوستان قراره برای این به‌روزرسانی صرف کنن، زمان بذارم که کسی از دستم ناراحت نشه که از قدیم گفتن یه سوزن به خودت یه جوال‌دوز به‌دیگران. البته الان که دقت می‌کنم، نوشتن پست بیشتر به جوال‌دوز شبیه هست تا عوض کردن شماره‌ی یه دوست توی موبایل‌تون.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*